بعد از دو سال که من از شیر مادرم تغذیه میکردم ،دیروز مادرم مرا از این نعمت بی بهره کرد و با حضور در یک امامزاده در شهرمان ،رسما مرا از شیر گرفتند .دیشب خیلی اذیت شدم و میخواستم طبق معمول شبهای پیش از شیر مادرم تغذیه کنم که مادرم نگذاشت ...بابام هی سربسرم میذاره و میگه محمد رهام پسرم تو دیگه بزرگ شدی و نباید شیر بخوری ...حالا من بزرگ شده ام و باید ببینیم آینده من بعد از این چگونه خواهد بود.